تبليغاتX
تئاتر ایران
نشست مطبوعاتی نمایش سگ سکوت
نمايش”سگ سكوت” بر اساس قابليت بازيگران آن به روي صحنه مي رود

 [8728IMG_5289-27Jun09125000pm.jpg]

حامد بهداد معتقد است: تئاتر در مقايسه با سينما اتفاق هنري‌تري است.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر كه از 15 تير ماه با نمايش «سگ سكوت» در تماشاخانه ايرانشهر به صحنه مي‌رود، در نشست خبري اين نمايش صبح امروز ـ 6 تير ماه ـ با بيان اين مطلب ادامه داد: تئاتر براي يك بازيگر پروسه شارژ بسيار عالي محسوب مي‌شود. به ويژه براي بازيگران سينما كه فرصت چنداني براي شارژ فكر، بيان و ... پيدا نمي‌كنند، اما تئاتر به دليل مبادلات‌اش اتفاق هنري‌تري در قياس با سينماست.

او ادامه داد: در سينما به دليل مرحله پيش‌توليد سريع آن، چيزي براي ديالوگ‌كردن وجود ندارد به همين دليل ممكن است يك اثر سينمايي به ورطه ابتذال بيفتد.

بهداد درباره حضورش در اين اثر نمايشي توضيح داد: تئاتر براي من كه تحصيلات‌ام تئاتري است، موضوع شگفت‌انگيزي نيست. چراكه در دوره دانشجويي تجربه كاركردن در بسياري از آثار را داشته‌ام. شگفتي تئاتر براي من در روزمرگي و رشد كُند آن است. از آن‌جا كه اين رشد كُند اصالت و حقيقت دارد، موجب شگفتي من مي‌شود. البته من از تئاتر خيلي مي‌ترسيدم چون از سال‌هاي دانشجويي‌ام بسيار فاصله گرفته بودم و صحنه را در حد رفع تكليف دانشگاه تجربه كرده بودم. اما حضور بازيگري مانند پانته‌آ بهرام كمك بسياري به من كرد و معتقدم حضور او در اين نمايش كاملا جادويي است.

به گزارش ايسنا، در ادامه اين نشست كه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد، طلا معتضدي نويسنده و دراماتورژ نمايش «سگ سكوت» با اشاره به همكاري‌اش با آروند دشت‌آراي و سارا ريحاني از سه سال پيش درباره اين تجربه جديد توضيح داد: اصولا ما كارمان را با يك متريال اوليه آغاز مي‌كنيم و هر سه درباره آن نظر مي‌دهيم و در طول زمان و با توجه به قابليت‌هاي بازيگران و ديگر اعضاي گروه، نمايش شكل مي‌گيرد.

او همچنين با اشاره به وجود عنصر روايت در اين نمايش يادآور شد: ايده اوليه اين متن بازگشت است مردي بعد از مدت‌ها به خانه پدري‌اش بازمي‌گردد و اتفاقاتي ميان همسر او و خواهرش شكل مي‌گيرد، نمايش چيزي بين زمان ذهني و واقعي است و به معناي ديگر برداشتن مرز بين خواب و زندگي واقعي است.

معتضدي كه پيش از اين دو تجربه همكاري مشترك با گروه هنرهاي اجرايي ويرگول داشته است، تصريح كرد: بعد از نمايش «راهشو پيدا كن» تصميم گرفتيم به زباني ساده‌تر برسيم كه تماشاگر بتواند با ما همراه شود و نمايش جديد ما نقطه شروعي است براي روايت يك قصه در تئاتر تجربي، چراكه همواره اين چالش وجود داشته كه آيا تئاتر تجربي مي‌تواند قصه‌اي هم روايت كند و ما اميدواريم كه بتوانيم در اين زمينه موفق شويم، البته داستان نمايش ما خطي نيست.

در بخش ديگري از اين نشست آروند دشت‌آراي كارگردان اين نمايش به تشريح ويژگي‌هاي اين اثر نمايشي پرداخت و گفت: اين نخستين تئاتري است كه تهيه‌كننده خصوصي دارد و از همان آغاز با بازيگران قراردادهاي مرسوم بسته شده است. از سوي ديگر استفاده از بازيگران سينمايي در يك تئاتر تجربي ديگر ويژگي نمايش ماست، چراكه معمولا اين بازيگران در تئاترهاي غيرتجربي حضور دارند و اين نخستين‌بار است كه از بازيگران سينما در تئاتر تجربي استفاده مي‌كنيم، حضور بازيگران سينما در تئاتر قبلا تجربه شده است، اما اين بازيگران به تئاتر تجربي راه نيافته‌اند. چون اصولا بايد در اين شيوه نمايشي ديده نشوند و در خدمت كار باشند و اين نيازمند فرهنگي است كه در سينماي امروز ما وجود ندارد.

به اعتقاد او؛ پروسه پردازش و مهندسي يك ايده، يكي از مهم‌ترين نكات در مورد توليد آثار تجربي است.

دشت‌آراي در اين زمينه متذكر شد: رابطه ما با تمام اعضاي گروه كاملا متفاوت است و پروسه‌اي كاملا كاربردي و آزمايشي است. اين نوع تئاتر بسيار خطرناك، دشوار و پر از تاريكي است. اصالت، زماني رخ مي‌دهد كه تك‌تك عناصر پروسه را به طور آزمايشگاهي و با تغييرات صددرصدي بپذيريم.

[8723IMG_5328-27Jun09124959pm.jpg]

سپس سارا ريحاني طراح حركات و يكي از بازيگران اين نمايش هم در سخناني مهم‌ترين عنصر موجود در پروسه كاري اين گروه نمايشي را اطمينان دانست و يادآور شد: در فضاي بداهه‌پردازي تا زماني كه نتوانيم خود را رها كنيم توليدي اتفاق نمي‌افتد. در اين نمايش طراحي حركت معاصر انجام داديم و تمرينات و حركت‌مان همه بر مبناي آزادشدن همه اعضاي گروه بود.

او ادامه داد: آن‌چه براي ما اهميت بسياري دارد انتظاري است كه از تماشاگر داريم كه بدون پيش‌زمينه و پيش‌فرض به ما اجازه بدهد كه او را رها كنيم.

همچنين آروند دشت‌آراي با ارايه توضيحاتي در مورد ديگر تجربيات مشترك‌اش با سارا ريحاني و طلا معتضدي اضافه كرد: در گروه ما نخستين‌بار است كه نوعي روايت را تجربه مي‌كنيم و اين چالشي است ميان فضاسازي و قصه‌سازي اين متن به ما اجازه داد كه در كنار روايت قصه نوع چينش كلمات به گونه‌اي باشد كه اجازه فضاسازي را بدهد.

او سپس درباره اجراي اين نمايش در تماشاخانه ايرانشهر افزود: در پروسه تمرين رايزني‌هايي را با مكان‌هايي مانند فرهنگسراها، كاروانسراها و ... انجام داديم، اما مي‌خواستيم سالن استانداردي در خور نمايش‌مان داشته باشيم كه به لحاظ نورپردازي و امكانات حرفه‌اي و همين‌طور دسترسي مخاطبان كاملا مناسب باشد. بر همين اساس در بازديد از تماشاخانه ايرانشهر اين سالن را بهترين و ايده‌آل‌ترين مكان براي اجراي نمايش‌مان ديديم.

دشت‌آراي درباره توليد اين نمايش توسط بخش خصوصي توضيح داد: ما مدعي گروهي خلاق و پيشرو هستيم اما پيشرو بودن تنها نبايد به وجه هنري كار محدود شود. چراكه تئاتر ما براي پيشرفت نياز به استقلال مالي دارد. هنرمند وابسته نمي‌تواند تمام ايده‌هاي خود را به جلو ببرد، ما بايد بتوانيم تمام اقشار جامعه را به تئاتر بياوريم و بر همين اساس نيازمند تئاتر خصوصي هستيم. البته با وجود مشقات فراوان براي اسپانسرگيري و بازاريابي تئاتر موفق شده‌ايم تا حمايت‌گر مالي جذب كنيم و اين پروژه هيچ‌گونه وابستگي به اداره كل هنرهاي نمايشي ندارد.

طلا معتضدي هم در تكميل سخنان او گفت: تئاتر امروز ما از سينماي‌مان بسيار پيشروتر است و حيف است كه با اين پتانسيل قوي تئاتر خصوصي نداشته باشيم.

در ادامه اين نشست رامين بهنام آهنگساز اين نمايش در سخنان كوتاهي جالب‌ترين قسمت اين نمايش را جسارت دانست و گفت: عوامل بايد كاملا با يكديگر ارتباط داشته باشند، نوع بداهه‌پردازي ما بسيار خوب است كه آدم را راحت مي‌گذارد تا بتواند فكرش را بازگو كند.

به گزارش ايسنا، نمايش «سگ سكوت» با بازي پانته‌آ بهرام، باران كوثري، حامد بهداد، سارا ريحاني، داريوش فائزي، حميدرضا فلاحي و جواد نمكي از 15 تيرماه به مدت 30 شب در تماشاخانه ايرانشهر به صحنه مي‌رود.

ساعت اجراي اين نمايش 20:30 دقيقه و قيمت بليط آن 10 هزار تومان است. علاقه‌مندان مي‌توانند براي رزرو بليط با خانه هنرمندان ايران تماس بگيرند.

همچنين دانشجويان و هنرمندان تئاتر مي‌توانند براي ديدن اين نمايش از بليط نيم‌بها استفاده كنند.پيش از اين قرار بود اين نمايش از دهم تيرماه اجرا شود كه اجراي آن چند روز به تعويق افتاد.

منبع: ایسنا

2 نوشته شده در  27 Jun 2009ساعت 14:40  توسط سحر  | 

عکس هایی از مانیفست چو
عکس هایی از نمایش مانیفست چو به کارگردانی محمد رحمانیان

بازیگران: ترانه علیدوستی, مهتاب نصیرپور, اشکان خطیبی, سیما تیرانداز, افشین هاشمی

2 نوشته شده در  24 Jan 2009ساعت 12:58  توسط سحر  | 

بهمن فرمان آرا و نمایش مردی برای تمام فصول
با قطعي شدن حضور كيانيان، انتظامي، پسياني، معجوني و هديه تهراني،
بهمن فرمان آرا «مردي براي تمام فصول» را بهار 88 اجرا مي‌كند

بهمن فرمان آرا كارگردان سينماي ايران پس از ساخت فيلم‌هاي چون «بوي كافور، عطرياس»،«خانه‌اي روي آب»، «يك بوس كوچولو» و «خاك‌ آشنا» سال آينده با كارگرداني نمايشنامه «مردي براي تمام فصول» نخستين تجربه تئاتري خود را به روي صحنه مي‌برد.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «مردي براي تمام فصول» كه يكي از نمايشنامه‌هاي كلاسيك جهان به‌شمار مي‌رود، نوشته «رابرت بولت» است كه فرمان آرا قصد دارد براساس ترجمه فرزانه طاهري اين نمايش را به روي صحنه ببرد.

نگار اسكندرفر‌ و محمد رحمانيان تهيه‌كنندگان اين نمايش خواهند بود كه بازيگران صاحب نامي از سينما و تئاتر در آن به ايفاي نقش خواهند پرداخت.

رضا كيانيان (سرتامس مور)، عزت‌الله انتظامي (كاردينال ولزي)، هديه تهراني (مارگرات مور)، آتيلا پسياني (تامس كرامول)، مهتاج نجومي (آليس مور) و حسن معجوني (مرد عام) از جمله بازيگران اصلي آن هستند كه در كنار پيام دهكردي، بابك حميديان و هدايت هاشمي به ايفاي نقش مي‌پردازند.

به گزارش ايسنا، بهمن فرمان‌آرا را در اين نمايش محسن شاه ابراهيمي به‌عنوان طراح صحنه و لباس و احمد پژمان در مقام آهنگساز همراهي مي‌كنند.

تهيه‌كنندگان و كارگردان نمايش اميدوارند بهار سال آينده «مردي براي تمام فصول» را به روي صحنه ببرند.

منبع: ایسنا

2 نوشته شده در  17 Jan 2009ساعت 13:14  توسط سحر  | 

«كرگدن» فرهاد آييش

«كرگدن» فرهاد آييش براي اهالي رسانه‌ها اجرا شد

 

 

فرهاد آييش سومين شب اجراي نمايش جديدش «كرگدن» را به اصحاب رسانه و خبرنگاران اختصاص داد.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گرچه روز شنبه روز تعطيلي تالارهايي نمايشي است، اما شب گذشته – 9 آذرماه – تالار اصلي مجموعه تئاترشهر ميزبان خبرنگاران و برخي ديگر از علاقه‌مندان تئاتر بود.

استقبال تماشاگران تا حدي بود كه تمام صندلي‌هاي طبقه هم‌كف و بالكن تالار اصلي با ظرفيت 579 تماشاگر پر شده بود و حال آن‌كه عكاسان مطبوعات به صورت ايستاده و بدون صندلي، تصاوير اين نمايش را ثبت مي‌كردند.

فرهاد آييش كه آخرين‌بار نمايش «پنجره‌ها» نوشته خودش را سال 83 در تالار اصلي اجرا كرده بود، اين بار اما متن اوژن يونسكو را دستمايه جديدترين نمايش خود قرار داده است.

متني كه پيش از اين توسط هنرمنداني همچون حميد سمندريان، وحيد رهباني و ... اجرا شد. البته او معتقد است كه اين نمايش‌نامه را از يونسكو دزديده چراكه تنها به مفاهيم آن وفادار بوده اما به لحاظ دراماتورژي و ديالوگ‌نويسي اين نمايشنامه متعلق به فرهاد آييش است.

اجراي اين نمايش فرصت دوباره‌اي به علاقه‌مندان و تماشاگران تئاتر داد تا پس از ده سال كه از اجراي نمايش «كارنامه بندار بيدخش» بهرام بيضايي در تالار چهارسو مي‌گذرد به تماشاي بازي مهدي هاشمي بنشينند كه در اين نمايش نقش «برانژه» را بازي مي‌كند.

شهاب حسيني، آتنه فقيه نصيري و صابر ابر در نخستين تجربه حرفه‌اي خود در زمينه بازيگري تئاتر نقش‌هاي آقاي بوتار، مادمازل ديزي و آقاي پير را بازي مي‌كنند.

احمد ساعتچيان كه پيش از اين در همين نمايشنامه كه توسط وحيد رهباني كارگرداني كرده بود، نقش آقاي

«دودار» را بازي كرد و اين بار نقش «ژان» را بازي مي‌كند و تنها كاراكتري است كه روي صحنه شاهد «كرگدن» شدن او هستيم.

اما مائده طهماسبي ايفاگر دو نقش خانم خانه‌دار و آقاي «دودار» را بازي مي‌كند.

طهماسبي و آييش معتقدند اين جابه‌جايي نوعي چالش براي بازيگران ايجاد مي‌كند و در شهري كه شاهد اتفاقات غيرعادي است، ايرادي ندارد كه بازيگرن زن نقش كاراكتر مرد را بازي كند.

محسن شاه‌ابراهيمي كه طراح صحنه اين اثر نمايشي است، علاوه بر ساختن صحنه‌اي رئال، تعدادي «كرگدن» براي اين نمايش ساخته است كه حضورشان را روي صحنه مي‌بينيم.

اما محمد فرشته‌نژاد كه او را به عنوان آهنگساز مي‌شناسيم علاوه بر ساخت موسيقي و طراحي صدا به عنوان بازيگر و خواننده هم روي صحنه حضور دارد. او در يكي دو قسمت نمايش ترانه‌هاي افشين يداللهي را اجرا مي‌كند.

فرهاد آييش كه معمولا در نمايشنامه‌هاي خودش نقش‌هاي كوتاهي را بازي مي‌كند در اين نمايش هم نقش مرد منطق‌دان را ايفا مي‌كند و اين درحالي است كه شكوفه‌ هاشميان، عكاس گروه نقش زن نقاش را بازي مي‌كرد، نقشي كه فرهاد آييش به اين نمايش اضافه كرده است.

نمايش «كرگدن» تا پيش از برگزاري جشنواره فجر 45 اجراي خود را انجام مي‌دهد و به دليل اجراي برخي از برنامه‌هاي جشنواره موسيقي در تالار اصلي، اجراي آن در روزهاي 17 تا 22 آذرماه متوقف مي‌شود.

منبع: ایسنا

2 نوشته شده در  30 Nov 2008ساعت 22:27  توسط سحر  | 

قرباني شبه رئاليسم
نگاهي به اجراي "بزرگراه" نوشته "افروز فروزند" و کارگرداني شکوفه ماسوري

رحيم عبدالرحيم‌زاده
يکي از مهم‌ترين وظايف هر کارگردان انتخاب دقيق، درست و آگاهانه سبک اجرايي است. دو معيار عمده مي‌تواند در انتخاب سبک از سوي کارگردان دخيل باشد.
1- جهان‌بيني، تفکرات و هر آنچه کارگردان مي‌خواهد و مي‌تواند از طريق سبک بيان کند.
2- توجه به متن و فضاي متن جهت انتخاب سبک
در نگره اول مي‌توانيم از کارگردان‌هاي صاحب سبک سخن به ميان آوريم. کساني که پس از سال‌ها آزمون و خطا اکنون به لحن و سبک خاص خود دست يافته‌اند و اين شيوه خاص را متناسب با افکار و انديشه‌هاي خود مي‌بينند و حتي مي‌توان اين شيوه اجرايي بخصوص را عصاره انديشه‌ها و ديدگاه‌هاي اين دسته از کارگردان‌ها دانست. چنانکه کارگرداني همچون ماير هولد تنها در شيوه بيومکانيک است که توانايي ابراز خود و انديشه‌هايش را دارد و برشت و تئاتر اپيک دو جزء جدايي‌ناپذير از يکديگرند.
در چنين وضعيتي يا کارگردان بر اساس سبک مدنظرش به انتخاب متن يا متوني متناسب با اين شيوه دست مي‌زند يا با تغيير و بازخواني خلاقانه در متن، آن را با شيوه خود هماهنگ مي‌سازد.
در نگره دوم مي‌توان دو دسته کاملاً متفاوت و حتي متضاد از کارگردان‌ها را يافت: دسته اول کارگردان‌هاي تجربي و حتي پيشروي هستند که هر بار بر اساس متن‌هاي مختلف دست به تجربه در سبک‌ها و فضاهاي مختلف مي‌زنند که بارزترين نمونه چنين کارگردان‌هايي پيتر بروک و اجراهاي متفاوتش است و دسته دوم کارگردان‌هايي که کاملاً مقيد به فضاي متن و تبعيت از دستورات آن هستند. در هر کدام از اين سه شکل، کارگردان استراتژي خاصي از لحاظ انتخاب شيوه اجرايي اثرش دارد و بر اساس چهارچوب‌هاي مشخصي دست به گزينش و انتخاب مي‌زند.
سبک هر چند موانع و محدوديت‌هايي چند براي کارگردان به وجود مي‌آورد و در بسياري از موارد از آزادي عمل وي مي‌کاهد اما در همان حال از يک‌سو امکانات مختلف و متنوعي در اختيار او مي‌نهد و از سوي ديگر اثر را بسامان، هدف‌مند و روشمند مي‌سازد. به همين دليل سبک اجرايي را مي‌توان يکي از ملزومات هر اجراي تئاتري دانست.
هرچند در دوره جديد و در قرن 21 شاهد حضور سبک‌هاي کلان و فراگير مانند قرون 19 و 20 نيستيم و حتي مي‌توان گفت در اين قرن مجموعه‌اي از سبک‌هاي فردي و شخصي به وجود آمده است اما در عين فردي بودن، سبک براي هر کدام از هنرمندان مجموعه‌اي از قواعد، چهارچوب‌ها و قراردادها فراهم آمده و بر اساس اين قراردادهاي سبکي است که نوع رابطه ميان مخاطب و اثر تعيين مي‌شود.
تئاتر ايران سال‌هاست که با پديده و معضلي به نام سبک‌گريزي روبه‌روست. بدين معني که اغلب کارگردان‌ها تن به اصول و قواعد سبکي نمي‌نهند که بخش عمده‌اي از آن به دليل عدم شناخت سبک و امکانات و ويژگي‌هاي آن است. در واقع آنچه که در اغلب اجراها مشاهده مي‌شود ملغمه‌اي ناهمگون از سبک‌ها و شيوه‌هايي است که هر يک داراي تعاريف و جهان‌بيني خاص خود هستند که گاه در تعارض با يکديگر قرار مي‌گيرند.
البته ما منکر وجود سبک‌هاي التقاطي که از آميزش چند شيوه به دست مي‌آيند نيستيم اما اين خود فرايند پيچيده و دشواري است که مستلزم شناخت دقيق اين سبک‌ها و قواعد اين التقاط است.
آنچه در تئاتر ايران و از لحاظ سبک شناختي بسيار مشهود است حضور شيوه‌اي است –اگر بتوان نام شيوه بر آن نهاد- که مي‌توان آن را شبه رئاليسم يا رئاليسم ناقص نامگذاري کرد. بسياري از اجراهاي موجود بر صحنه سعي در پياده کردن رئاليسم دارند اما به شکلي ناآگاهانه آن را با عناصر غيررئاليستي و حتي ضدرئاليستي درهم مي‌آميزند که حاصل کار نه اثري است رئاليستي با زيبايي‌شناسي خاص آثار رئاليستي و نه آثاري در شيوه‌هاي مألوف و شناخته شده و نه حتی شیوه‌ای جدید با قواعد و زیبایی‌شناسی جدید، بلکه تنها اجرایی مغلوط و آشفته است که مخاطب تئاتر را نیز در برقراری ارتباط دچار آشفتگی می‌سازد.
اجرای بزرگراه نیز به مانند بسیاری از اجراهای همنوع خود با وجود برخی از ظرفیت‌ها و توانایی‌هایش از ناحیه همین شبه‌رئالیسم لطمه می‌بیند و به دلیل عدم شناخت از شیوه اجرایی، از برقراری ارتباطی صحیح با مخاطب درمی‌ماند.
در این اجرا چه به لحاظ ارتباط میان متن و شیوه اجرایی و چه به لحاظ شناخت اصول و قواعد سبکی شاهد پاره‌ای از تناقضات عمده هستیم.
کارگردان این اثر در برخورد با متن کاملاً غیررئالیستی که مجموعه عناصر آن بر پایه توهم و تخیل استوار است، سعی دارد اثری رئالیستی خلق کند؛ اما هیچ کدام از عناصر موجود در متن اجازه چنین رویکردی را به کارگردان نمی‌دهد. فضای اثر گورستانی متروک است و شخصیت‌های عمده آن ارواح برزخی مردگان و آدمی نفرین‌شده است که بیش از 150 سال است که زنده مانده و نمی‌میرد.
متن بیش از هر چیز بر رازآمیز بودن خود تأکید دارد و در این رازآمیز بودن تا جایی پیش می‌رود که به ابهام می‌گراید و حتی بسیاری از گره‌های روایی اثر ناگشوده می‌ماند. از جمله رابطه شخصیت‌های اثر و آسیدمالک و این که چرا به او وابسته‌اند.
متن جهانی پیچیده و تودرتو خلق می‌کند که حتی خود از پس پیچیدگی آن برنمی‌آید و شاید نامناسب‌ترین استراتژی برای چنین متنی انتخاب شیوه رئالیسم باشد.
البته چنانکه گفتیم کارگردان حتی در ایجاد فضای رئالیستی نیز به شکل کامل و تمام عیار عمل نمی‌کند. در این اجرا بازی‌های کاملاً رئالیستی برای شخصیت‌های غیررئالیستی در نظر گرفته می‌شوند و این بازی‌های رئالیستی بر بستر یک طراحی صحنه کاملاً غیررئالیستی قرار می‌گیرند. نورپردازی غیررئالیستی اثر در تضاد با طراحی لباس واقع‌گرایانه آن قرار می‌گیرد و طراحی حرکات و خطوط از جانب کارگردان در تضاد با فضای رازآمیز و وهم‌آلود کل اثر قرار دارد.
این تناقضات و چندگانگی‌ها حتی به بازی بازیگران نیز کشیده می‌شود و شاهد بازی‌هایی چندگانه در اجرا هستیم. اگر شاهد بازی‌های قابل باور و پذیرفتنی از سوی بازیگران نقش‌های کامل، آفاق و نوازنده گیتار هستیم، دیگر بازیگران از جمله بازیگران نقش پری و مرحب بازی‌های تصنعی و ساختگی ارائه می‌دهند که نشان از عدم شخصیت‌پردازی دارد و تضاد و دوگانگی موجود در بازی‌ها را بیش از پیش ملموس و برجسته نمایان می‌سازد. اجرای "بزرگراه" را می‌توان یکی دیگر از قربانیان رئالیسم ناقص دانست که در آن نه می‌توان اثر را با معیارها،‌ قواعد و زیبایی‌شناسی رئالیستی مورد ارزیابی قرار دارد و از آن لذت برد و نه با معیارهای هیچ کدام از شیوه‌های غیررئالیستی دیگر و همچنان‌که اجرا و عوامل اجرا به دلیل نبود شیوه‌ای مشخص دچار تناقض می‌گردند، مخاطب نیز در رویارویی با اثر به ارتباطی صحیح و منطقی و منسجم دست نمی‌یابد.

منبع: ایران تئاتر

 

2 نوشته شده در  24 May 2008ساعت 23:15  توسط سحر  |