گفتوگو با سيدمهرداد ضيايي
اينها را صادقانه ميگويم
گفتوگو با سيدمهرداد ضيايي، بازيگر نمايش”مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش رخشيد فرزين”
.jpg)
نيلوفر رستمي:
اشاره: سيدمهرداد ضيايي بازيگر نقش روانپزشك در نمايش بهرام بيضايي است. او بازيگري را از سال 69 در شهر رشت با نمايش”در پوست شير” شروع كرده است كه البته به گفته خودش 10 روز پس از اجرا توقيف شد. بازيهاي شاخص وي در سالهاي اخير در تئاتر: نمايشهاي”دير راهبان”، ”روز رستاخيز”، ”رقصي چنين” و”زمزمههاي مردگان” است.
ضيايي به غير از تئاتر بازيگر سينما، راديو و تلويزيون هم هست.
آيا روند تمرين بيضايي با ديگر كارگردانها متفاوت بود. آيا با شيوه خاصي تمرين ميكرد؟ تجربه خاص شما از اين تمرينها چه بود؟
بله از جهات بسيار، بعضي از اين جهات شايد تعبير به حاشيههاي تئاتر شود كه در واقع جز اصل است ولي طي سالها غفلت به حاشيه رانده شده. بيضايي در تمرين به چيزهايي توجه نشان ميداد كه سالهاست فراموش شدهاند يعني توجه و احترام فوقالعاده به تماشاگر. بيضايي مرتب به ما تاكيد ميكرد كه تماشاچي ارزشمند و محترم است. او ميگفت حق طبيعي تماشاگري كه بليط چند هزار توماني براي ديدن نمايش ما ميخرد اين است كه متوجه ريزترين حركت بازيگر در صحنه باشد حتي اگر آنها را درك نكند. بيضايي اينها را شعار نميداد به آنها واقعاً معتقد بود.
شما ميگوييد بيضايي شما را متوجه تماشاگر ميكرده است، مگر خود شما به عنوان بازيگر با سابقه تئاتر متوجه تماشاگر نبوديد يا ديگر كارگردانهايي كه قبلاً با آنها كار كرده بوديد؟
نه مدتهاست اين مسئله در تئاتر محو شده است.
يعني نسبت به تماشاگر بياهميتاند؟
بياهميت، نه. بيشتر غفلت است. من خودم مدتها يادم رفته بود و احتياج به يادآوري داشتم. اين مسئله در كارهاي كارگردانهاي جوان بيشتر به چشم ميخورد. بيشتر آنها به نظرشان تماشاگران بايد از ديدن نمايش آنها افتخار كنند اما بيضايي تصورش اين است كه تماشاگر لطف ميكند به تماشاي كارهايش ميآيد. حتي اگر سليقه من متفاوت با بيضايي باشد به اين سليقه احترام ميگذارم چون عميقاً تئاتري است.
ميتوانيد مثالي ملموس بزنيد تا دقيقاً جنس اين توجه بيضايي به تماشاگر روشنتر شود؟
يادآوري و تاكيد مرتب وجود داشت، چطور بگويم، مثلاً به ما يادآور ميشد اگر مرتب بايد مراقب ريتم، تمپو و ساير عوامل باشيم كه باعث اوج يك نمايش ميشود علتش فقط به خود نمايش و ارائه يك بازي خوب به عنوان يك بازيگر بر نميگردد بلكه به تماشاگر نيز برميگردد كه زير ذرهبين نگاه يكديگر قرار ميگيريم تا مبادا تماشاگر دچار كسالت شود يا عواطف و تاثرات خود را نتواند كنترل كند و تحت فشار قرار بگيرد و به همين دليل دچار افراط و تفريط در واكنش تماشاگرانه او شود.
اين نمايش دو بازيگر اصلي(استاد ماكان و مهندس فرزين) دارد و تعدادي صحنه يار. آيا قرار بود از ابتدا شما با صحنه يارها تمرين كنيد و يا با بازيگران اصلي؟ تمرينهاي شما به چه شكل بود؟
بيضايي از موقعي كه نوشتن را شروع ميكند به كارگرداني آن هم فكر ميكند. از ابتدا صحنه يارها تمرينهايشان جداگانه بود تا اين كه شالكه كار درآمد. بازيگرهاي اصلي هم صحنه به صحنه تمرين داشتند بنابراين ساعتهاي تمرين هم متفاوت بود و بازيگرها يكديگر را نميديدند. به اين شيوه تمرين تا يك ماه طول كشيد و پس از آن همه بازيگرها با هم بازي ميكردند و صحنه يارها هم با ما تمرينشان را شروع كردند.
به نظر ميرسد كه بيضايي ميخواسته بازيها در يك سطح باشند اما بازي شما به نظرم با بازي بازيگران ديگر هماهنگ نيست، به عبارتي شما به سياق هميشگي خودتان بازي ميكرديد؟ آيا بيضايي با اين نوع بازي مشكلي نداشت؟
اين بازي بود كه كارگردان از من ميخواست و اگر جز اين بود قطعاً بازي من هم به گونه ديگري ميشد. تا حالا كه بيضايي چيزي به من نگفته است و من را تشويق كرده است كه همين طور ادامه بدهم. او اوايل تاكيد ميكرد كه اين نقش مورد علاقه اوست و بسيار كليدي است و بازي آن سهل و ممتنع است و از من انتظار داشت در حالي كه هيچ كار خاصي نكنم همه كار بكنم. به نظر من نقش بسيار تخت است. روانپزشك يك شخصيت عادي است كه راه حل قابل دسترسي براي آفرينش آن وجود ندارد. شايد بتوان گفت اين نقش براي درونيتر شدن نياز به تمرين بيشتري دارد.
بيضايي به زبان و اصول بيان صحيح ديالوگها اهميت زيادي ميدهد. شما به عنوان بازيگري كه در تجربههاي قبلي براي راحت ادا كردن ديالوگها و محاورهاي كردن زبان برايتان پيش آمده كه از اين اصل تخطي كنيد، آيا هيچ وقت در بيان ديالوگهاي اين نمايش مشكلي نداشتيد و ديالوگها در دهانتان راحت ميچرخيد؟
از آن جا كه من حرفه اصلي خودم را نويسندگي ميدانم بنابراين هنگام برخورد با متن بيضايي و يا هر نويسنده ديگري اين طور تصور ميكنم در صورتي كه قرار بود من اين متن را بنويسم، چطور مينوشتم؟ بنابراين در بعضي جاها كه امكان داشته باشد جملات و كلمات را طوري كه راحتتر به زبانم بيايد و يا براي بيان احساس واژگان و جملات نياز به تغيير باشد، اين كار را ميكنم. بيضايي نيز از آنجا كه به اين امر واقف بود در ابتدا من را متعهد كرد كه چيزي ننويسم تا ذهنم پريشان نشود بعد گفت كه ميتوانم براي آسانتر بيان كردن، بعضي از جملات را تغيير دهم. به نظر من او با زبان محاورهاي مشكلي ندارد ولي در طي تمرين احساس كردم كه يا تغييرات زبان مطلوب نبوده يا به هر دليلي ديگري اين تغييرات برايش خوشايند نبوده و يا اصلاً بهتر ديده كه همه بازيگران اين اجازه را داشته باشند يا هيچ كدام. بنابراين بهتر ديد كه اين اجازه را به من هم ندهد.
مگر فقط به شما اين اجازه داده شده بود؟
نميدانم، فكر نميكنم. در ابتدا به من گفت اشكالي ندارد اگر بخواهم آن طور كه راحتترم جملات را تغيير دهم اما به مرور احساس كردم برايش خوشايند نيست.
شما چه تغييري در ديالوگهايتان ميداديد؟
چه ميدانم، مثلاً به جاي كلمه”احساس” ميگفتم”حس”يا گاهي جاي دو عبارت را در جملهاي كه از سه عبارت تشكيل شده بود عوض ميكردم و يا از افعال و مترادفهاي ديگري استفاده ميكردم و مانند اينها.
اساساً از نظر بيضايي درست ادا كردن ديالوگها و لحن آنها چقدر مهم بود؟
خوشبختانه بيضايي به جاي كسي بازي نميكرد. همان كاري كه خيلي از كارگردانها انجام ميدهند. اين شيوهاي است كه بين پيشكسوتها زياد ديده ميشود. واقعاً فاجعهبار و شرمآور است كه كارگردان بازي را ديكته كند و بخواهد كه بازيگرانش ادايش را در بياورند. بيضايي اين كار را نميكرد فقط در جاهايي با طنز خواستهاش را بيان ميكرد و ميگفت به وحشتناكي من بازي نكنيد ولي اگر اين طور باشد بهتر است. او لحن را هم ديكته نميكرد. بيضايي به جهان متن خودش بسيار آگاه است. او يك كارگردان مولف است. بنابراين خوب ميداند كه يك متن چگونه در اجرا شكل ميگيرد و از اين ترسها ندارد كه مدام خواستههايش را به بازيگرانش ديكته كند.
قطعاً نام بيضايي در انتخاب شما شرط بوده است اما با توجه به گفتوگوهايي كه از اكثر بازيگران نمايش”شب هزار و يكم” پس از اجرا شنيديم آنها معتقد بودند كه چيز تازهاي از بيضايي ياد نگرفتند. چه وجهي در اين پيشنهاد برايتان مهم بود؟ آيا تصور ميكرديد چيز تازهاي خواهيد آموخت يا به خاطر پرستيژ حرفهايتان بود؟
پرستيژ مطلقاً برايم مهم نبود. به نظرم در اين ده سال با كارهايم نشان دادم كه پرستيژ كاري برايم مهم نيست. من هميشه ميخواستم به خاطر تجربهها و نوع نگاه بهرام بيضايي در يكي از كارهايش بازي كنم و اتفاقاً هر بار كه قرار بود اين اتفاق بيفتد به هم خورده بود مثلاً در نمايش”شب هزار و يكم” اكبر زنجانپور به جاي من بازي كرد و هر بار ديگر به نحوي نشد، پس مسلماً اين بار برايم بسيار خوشحال كننده بود كه در نمايشش بازي كنم. اما درباره كساني كه چيز زيادي از بيضايي ياد نگرفتند شايد آنها در حدي بودند كه نتوانستند از بيضايي چيزي ياد بگيرند اما من خودم را در اين حد نميبينم و يادمان باشد كه شيوه توليد اين كار از نظر گروه بازيگران و كارگرداني كاملاً حرفهاي بود بنابراين بر خلاف كارهاي كارگاهي يا تجربي انتقال تجربيات از سوي كارگردان به بازيگران به شيوههاي مرسوم ديگر انجام نميگرفت. از سوي ديگر در اين شيوه كار روي هم گذاشتن تجربيات تمام آدمها به صورت كارگاهي و تجربي انجام نميگرفت و اكتشافات هنري و آفرينشها با يك كارگاه آموزشي ـ تجربي و حتي آوانگارد قابل مقايسه نبود، بنابراين انتظار يادگيري به شيوههاي مرسوم در اين كار ممكن نبود.
شما در اين نمايش نقش ”روانپزشك”را بازي ميكرديد، با توجه به موضوعي كه درنمايش مطرح ميشود، شما چقدر به ضرورت وجود نقشتان اعتقاد داريد؟
بيضايي بارها اهميت و دلبستگياش را به اين نقش بيان كرد اما صادقانه بگويم من علت اين همه علاقه و اهميت را درك نكردم. بيضايي دلبسته روانپزشك بود و معتقد بود كه برخي از اوجهاي نمايش در شخصيت روانپزشك شكل ميگيرد. براي جواب سئوال شما بايد بيشتر فكر كنم و كمي از نقش فاصله بگيرم. شايد 20 روز ديگر بتوانم بگويم. واقعاً اين را صادقانه ميگويم كه الان نميتوانم جوابي بدهم.
در اين نمايش در دو نقش سر مهماندار و دكتر بي رنگ بازي داشتيد، قطعاً بيضايي براي انتخاب اين دو اسامي تحليلي داشته است اما آيا تحليلي بود كه در بازي اين دو شخصيت تغيير محسوسي ايجاد كند.
بيضايي چيزي را بصورت صريح و روشن از انتخاب اين دو اسم منتقل نكرد. جدا از اينكه من بيضايي را ميشناسم و ميدانم تحليلهاي به اين شكل را دوست ندارد و گو اينكه هر نمايشنامهنويسي مسلماً در انتخاب اسامي شخصيتها، رنگ و طرح لباس و هر چيز ديگر در صحنه منظوري دارد و باري از نشانهها و نمادها را با آنها حمل ميكند. طبيعي است كه انتخاب اين دو نام اشاره به نشانههاي داشته است. اما اين رمز گشايي براي من بازيگر امري سهل و ممتنع است. هر چقدر حوزه رمز گشايي شخصي باشد مسلماً تحليل آن هم سختتر است. و احتمال اينكه من بازيگر يا تماشاگر درست اين رمز را بگشايم سختتر است و اساساً از اين رمز گشايي هم پرهيز ميشود.
من منظورم تحليل خودتان بود، اينكه آيا تحليلي داشتيد كه به تغيير قابل معمولي بازي در اين دو نقش منجر شود؟
بله تحليل داشتم. اما بيش از آنكه نامها من را به درون شخصيتها و تحليلشان راهنماي كنند توسط چيزهاي ديگري در متن كه سوء تفاهمات كمتري را بر ميانگيزد به تحليل خودم از اين دو شخصيت رسيدم. نام بيرنگ برايم بازگو كننده اين بود كه او مغاير با شخصيتهاي ديگر نمايش است. او يك شخصيت كاملاً تخت است كه هيچ كليدي ندارد تا متوجه شويم چه كسي است. نام بيرنگ يكي از هزار تا نامي است كه ميتوان بر اين شخصيت گذاشت. نام بيرنگ هيچ واكنش بيروني ندارد. نام بيرنگ در ابتدا به ساكن چيزي به تو نميدهد. در واقع تعبير معنايي در نام چيز زيادي به بازيگر نميدهد. در عمل دراماتيك از اسم به معنا نميرسي بلكه اين عمل كاملاً بر عكس اتفاق ميافتد.
ما بارها از شما شنيديم كه گفتهايد بازيگري را دوست نداريد، پس اگر اين طور است علت حضورتان در اين نمايش و اساساً ارائه بازي چيست؟
حرفم به اين معنا نبوده كه بازيگري را دوست ندارم، منظورم اين بوده كه بازيگري را به عنوان شغل دوست ندارم بلكه دلم ميخواهد سالي يكي دو بار كار تئاتر يا راديو داشته باشم. بهتر بگويم دوست دارم بازي برايم يك دل مشغولي باشد اما از آن جا كه از راه نويسندگي به طور مطلوبي نميتوانم امرار معاش كنم متاسفانه به بازي در تلويزيون، سينما و ...روي ميآورم.
ما بيشتر شما را در نقشهاي طنز ديدهايم و اين بار در نقش كاملاً جدي يك روانپزشك. خودتان بازي دركدام نقشها را بيشتر دوست داريد يا فكر ميكنيد به احوالتان نزديكتر باشد؟
اين كار برايم خيلي سخت بود اما سختياش دلنشين و جذاب بود. اما بله، گويا بر اساس حرفهاي ديگران در اين چند ساله رگههاي طنزي كه در بازي من ديده شده بسيار قوي بوده شايد هم طبيعي باشد كه صحنههاي طنز بيشتر به چشم بيايد، نميدانم. اما من در نقشهاي جدي هم بازي كردم، مثلاً در همين آخرين فيلم حاتميكيا نقشي بسيار جدي، تراژيك و حتي خشن داشتم. نميتوانم بگويم با كداميك راحتترم. بطور كل من همه نقشهايي كه در يك سال اخير در تئاتر و راديو بازي كردم را بسيار دوست دارم كه بسياري از آنها از طنز خالي بوده است.
جدا از بازيتان و فقط به عنوان تماشاگر كار بيضايي، به نظرتان نمايش او كه يكي از اتفاقات سياسي ـ اجتماعيمان را به تصوير كشيده چقدر با اين شيوه پرداخت و اجرا توانسته بر مخاطب امروزي تاثير بگذارد؟
تاثيرش شايد در حدي است كه مخاطب امروزي كه از شدت تكرار و يا درگير شدن در مسائل امروزي اتفاقات گذشته را فراموش كرده بتواند آنها را دوباره به ياد آورد. به عبارتي تماشاي اين نمايش باعث ميشود كه آنها با شخصيتهاي نمايش همزاد پنداري كنند و اين فشار تاريخي را تا مدتي با خودشان محل كنند. حالا اين كه بعد از پروسه يادآوري ديگر چه تاثيري ميتواند داشته باشد خارج از حوزه هنر است.
2
نوشته شده در
22 Jul 2005ساعت 22:17  توسط سحر
|
گزارش
گزارشي از نشست نمايش”ريچارد دوم” به كارگرداني تاجبخش فنائيان
.jpg)
تاجبخش فنائيان پيش از ريچارد دوم، دو نمايش”تاجر ونيزي” و”ليرشاه” از شاهكارهاي ماندگار ويليام شكسپير را به صحنه آورده است. وي همچنين”پارودي” مكبث را نيز كار كرده كه مستقيماً متن شكسپير نيست.
فنائيان در سال 70 با مطالعه متن”ريچارد دوم” به آن بسيار علاقهمند شد. وي با توجه به اين كه قبلاً آثار شكسپير را تجربه كرده بود داشت اما از اجراي”ريچارد دوم” واهمه داشت. او متن”ريچارد دوم” را بسيار سخت و پيچيده و در عين حال بسيار زيبا ميداند. فنائيان براي شركت در جشنواره بيستوسوم تئاتر فجر متن از محمد ابراهيميان را ارائه كرد كه پذيرفته نشد. بنابراين به سراغ يك متني خارجي رفت كه بهانهاي براي رد شدن به هيات گزينش متون ندهد و”ريچارد دوم” را كه دغدغه چندين سالهاش بود براي اجراي عمومي انتخاب كرد. او براي پرهيز از شتابزدگي معمول در رساندن كارها به جشنواره تئاتر فجر، بر آن شد تا سر فرصت نمايش را براي اجراي عمومي آماده كند.
مسائل خاص تالار وحدت و اجراي نمايش”بانوي خيال” مانع از آن شد كه”ريچارد دوم” در خرداد ماه روي صحنه بيايد. بنابراين زمان اجرا به مرداد ماه منتقل شد. طولاني شدن زمان تمرين ـ از 15 مهر 1383 تاكنون ادامه داشته، باعث شد كه بدون امكانات مالي ويژه و معلوم نبودن زمان اجرا، سختيهايي در تمرينها ايجاد ميشود اما بازيگران به دليل علاقه زيادي به”ريچارد دوم” بر تمام مشكلات و سختيها غلبه كردند تا در مرداد ماه امسال با انرژي در صحنه حاضر باشند.
قرارداد
ارديبهشت ماه امسال اداره كل هنرهاي نمايشي با تاجبخش فنائيان براي اجراي عمومي ريچارد دوم در تالار وحدت قرارداد بست. در ابتدا قرار شد كه بر اساس سوابق عوامل قرارداد بسته شود و در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه 20 ميليون از طرف اداره كل هنرهاي نمايشي و 10 ميليون نيز از طريق گيشه تامين شود. از آنجا كه فناييان روحيه شرقي و معناگرايانه دارد، احساس ميكند كه در موقعيت انجام شده قرار گرفته و بدون چك و چانه زدن تن به شرايط مقرر داده است.
فنائيان كه با گروه 40 نفرهاش بيش از 8 ماه صرف آمادهسازي”ريچارد دوم” كرده معتقد است كه با 40 تا 50 اجرا نميتوان زحمات گروه را جواب داد. اگر بيش از اين مدت اجرا ادامه داشته باشد، به مرور نمايش مخاطب خودش را پيدا ميكند. همچنين مسائل مادي و معنوي گروه نيز جبران ميشود.
وي ميافزايد:«متاسفانه ما نه امكاناتش را داريم و نه فرهنگش را. امكان به اين لحاظ كه آن قدر تالار كم داريم كه يك تالار نميتواند به طور اختصاصي براي يك كار در نظر گرفته شود. همچنين فرهنگ اجراهاي طولاني مدت را نداريم.»
فنائيان هيچ گونه انتقادي از عملكرد و حمايت بنياد رودكي ندارد براي آن كه اين بنياد خصوصي است و با دادن تالار تمرين و اجرا منت بر سر گروه گذاشته است.
تحليل ايراني و اجراي ايراني
فنائيان معتقد است كه اگر يك كارگردان ايراني بنا بر هويت شخصي خويش تحليلي را براي يك متن خارجي در نظر بگيريد، ديگر اجراي او خارجي نيست بلكه هويت ايراني دارد. عواطف و احساسات ايراني در اين نوع اجرا غالب است و چون اثر متعلق به كارگردان است، او ميتواند حضور خود را در يك اجرا تثبيت كند.
وي ميگويد:«اعتقاد راسخ دارم كه اگر كارگردان ايراني است پس كارش هم ايراني است. نه اين كه متن ايراني است پس كار هم ايراني است. وقتي”ريچارد دوم”را آلمانيها كار ميكنند، در واقع آنها كار را آلماني ميكنند. همين طور اگر آمريكايي، ژاپني و غيره آن را كار كنند، به آن هويت آمريكايي، ژاپني يا غيره ميدهند. چون متن ظرفيت آن را دارد كه با تمام فرهنگهاي جهاني انطباق پيدا كند. به همين دليل متن جاودانه و ماندگاري است.»
وي ميافزايد:«اصلاً لازم نيست كه در متن اصلي تغيير اساسي داده شود. بلكه كافي است كه ما از ديدگاه خودمان به آن نظر داشته باشيم. تحليلي كه داريم از ظرفيتهاي مندرج در متن استنتاج ميكنيم. مثل كليت زندگي، يك ايراني به هر پديدهاي در جهان با ديدگاه خودش نگاه ميكند. من وقتي”ريچارد دوم” را ميخوانم يك نگاه عرفاني به زندگي او دارم. در صورتي كه متن آن تاريخي و سياسي است. در همان حال يك آلماني ممكن است آن را صرفاً سياسي ببيند.
فناييان ميداند كه بخش عمدهاي از تئاتر به جذب مخاطب و مسائل تجاري و مالي آن برميگردد ولي از اين كه يك كارگردان كه وظيفهاش هنرمندانه و خلاقه است، خود را درگير با مسائل مالي كند متناقض ميداند. اگر هم به آن توجه نشود، مطمئناً گروه نميتواند بدون تامين مالي تداوم داشته باشند. بنابراين چارهاي نيست كه كارگردان ايراني بخشي از دغدغههاي خود را صرف حمايتها و امور مالي كند.
اثر مدرن
او چندان جذابيتي در اجراهاي كلاسيك متنهاي شكسپير نميبيند، بنابراين از محدوده زماني و مكاني اجرايش را خارج كرده. آنها اين وجوه را در كار تقويت ميكنند. با اين تغيير كار كلاسيك تبديل به اثري مدرن ميشود.
فناييان معتقد است كه نبايد متون كلاسيك را در انحصار يك زمان و مكان مشخص دانست و بايد به آن بعد بي زماني و بي مكاني داد. حتماً بايد اين متون را فراتر از زمان اجرا كنيم. حتي بايد از زمان و مكان شكسپير و زمان و مكان تاريخي اثر استفاده نكنيم. اما خيليها اين كار را ميكنند كه اشكالاتي را ايجاد ميكند.
وي ميگويد:«براي معاصر سازي آثار شكسپير براي آن كه از تناقضات حركتي و رفتاري اجتناب كنيم، بايد فكر بهتري بكنيم.»
فناييان در حال حاضر هيچ گونه پيشبينياي براي استقبال تماشاچيان از كارش نميكند، بلكه معتقد است كه با تبليغات و روابط عمومي مطلوب بتوان به حد ايدهآل از مخاطبان رسيد. او هفته اول را شرط مهمي براي جذب مخاطب ميداند.
وي تمرينهاي تئاتر را بسيار جذاب و راحت معرفي ميكند ولي از حواشي آن بسيار وحشت دارد و همين امر باعث ميشود كه از بيرون خستگي مضاعفي بر گروه تحميل شود كه ميتواند تا حد زيادي باز دارنده نيروهاي خلاقه باشد. حواشي تئاتر از نظر فناييان خيلي آزار دهنده است و ميگويد:«اصلاً امكان ندارد كه به راحتي عدهاي بازيگر را براي كارش انتخاب كند. مگر اين كه بخواهد متنهاي كم پرسوناژ كار كند كه دردسر كمتري هم به همراه دارد. نمايشهايي با 40 پرسوناژ و شلوغ براي مملكت ما نيست. براي آن كه شرايط براي چنين كارهايي فراهم نيست.»
فناييان ميگويد:«نامشخص بودن تعريف تئاتر موجب شده كه براي آن سرمايهگذاري نشود، اگر هم سرمايه گذاري ميشود براي خالي نبودن عريضه است. در همين حد تئاتر حمايت ميشود و الا ما در تهران 100 تا تئاترشهر ميخواهيم و در هر شهرستاني حداقل 10 تا 15 سالن بزرگ ميخواهيم. اگر تالار به اندازه كافي باشد، ديگر دعوا و مرافعهاي بين هنرمندان نخواهد بود و همه يكديگر را تشويق ميكنند كه بيشتر كار بكنند.»
وي ميافزايد:«مسئله تئاتر در سطح مسئولان و جامعه حل نشده است. شناخت مشخصي هم از تئاتر وجود ندارد. بنابراين منظر روشني براي سرمايهگذاري و فعاليتهاي تئاتري وجود ندارد. شايد دلايل ديگري هم دارد كه من نميدانم.»
دلايل جذب مخاطب
فناييان حضور بازيگر به نام را تنها دليل موقعيت يك اثر نمايش در جذب مخاطب نميداند بلكه عوامل ديگر مانند نام نويسنده كه شكسپير براي ريچارد دوم ميتواند خيلي موثر باشد. همچنين توانايي كارگردان نيز در جذابيت اثر و جذب مخاطب بسيار موثر است. او فروش”تاجر ونيزي” و”شاه لير” را موفقيتآميز ميداند، با آن كه همين شرايط در آن زمان بوده است. فناييان بارها تجربه كرده كه كيفيت كار در جذب مخاطب خيلي موثر است.
فناييان براي آن كه در اجراي”ريچارد دوم”به كيفيت مطلوبي برسد، همه توجه خود را معطوف به برقراري ريتم مناسب كرده تا تماشاگر خسته و عصبي نشود.
وي در پايان متذكر شد كه تا چهار مرداد ماه دكور و لباس”ريچارد دوم” هم مراحل ساخت و ساز خود را طي ميكند و اجراي آن محقق ميگردد.
لطفا نظر بدید!
2
نوشته شده در
22 Jul 2005ساعت 21:49  توسط سحر
|
اخبار تئاتر
// اخبار مجموعه تئاترشهر//
.jpg)
بليتهاي نمايش”فنز” از 9 مرداد ماه به روز فروخته ميشود
استقبال تماشاگران از نمايش”فنز” نوشته و كار محمد رحمانيان در تالار چهارسوي مجموعه تئاترشهر دور از انتظار بود و بليتهاي اين نمايش تا 7 مرداد ماه فروخته شد.
روابط عمومي تئاترشهر با اعلام اين مطلب افزود:«به دليل ظرفيت محدود تالار چهارسو، علاقهمندان تئاتر پوزش ما را بپذيرند كه قادر به پاسخگويي به همه درخواستها نيستيم، اما در پي تمهيداتي براي اجراهاي فوقالعاده و پاسخ به استقبال تماشاگران هستيم.»
اين روابط عمومي همچنين اعلام كرد:«براي آسايش تماشاگران و علاقهمندان تئاتر، بليتهاي نمايش ”فنز” از يكشنبه 9 مرداد ماه هر روز از ساعت 30/16 براي همان روز در گيشه مجموعه تئاترشهر فروخته ميشود.»
بنا بر اين گزارش، گيشه مجموعه تئاترشهر به هر تماشاگر فقط سه برگ بليت نمايش”فنز” را خواهد فروخت.
گفتني است كه اجراي نمايش”فنز” تا پايان مرداد ماه در تالار چهارسو مجموعه تئاترشهر ادامه خواهد داشت.
”خواستگاري” در تالار سنگلج
نمايش”خواستگاري” نوشته آنتوان چخوف و به كارگرداني سيدعظيم موسوي از دوم مرداد ماه سال جاري در تالار سنگلج روي صحنه ميرود.
به گزارش مهدي آگاهي مسئول روابط عمومي تالار سنگلج، اين نمايش كه آداپته و ايراني شده نمايشنامه درباره گل آقا همسايه مش غلامحسين است كه قصد دارد از دختر او كه پا به سن گذاشته است، خواستگاري كند اما هر بار بنا به دليلي مسئله خواستگاري عنوان نميشود و بحث بر سر مسايل جزئي مسكوت ميماند و كار به درگيري ميكشد...
بازيگران اين نمايش كه با موسيقي زنده همراه خواهد بود، محمود راسخ فر، تارا سليماني، رضا گيلانپور، حميدرضا مرادي و حسن عقيقي هستند.
نمايش مذكور طي مرداد و شهريور ماه سال جاري از ساعت 20 در تالار سنگلج با مدت زمان 80 دقيقه روي صحنه خواهد بود.
-----------------------------------------------------------------------
نشست مطبوعاتي دبيران جشنوارهها يكشنبه دوم مرداد ماه برگزار ميشود.
به گزارش سايت ايران تئاتر، اين نشست با حضور حسين مسافرآستانه دبير جشنواره تئاتر فجر، علي نصيريان دبير جشنواره تئاتر آئيني و سنتي و بهروز غريبپور دبير جشنواره تئاتر عروسكي , محمود فرهنگ دبير تئاتر خياباني صبح يكشنبه دوم مرداد ماه ساعت ١٠:٣٠در سالن تشريفات تالار وحدت برگزار ميشود.
قرار است در اين نشست توضيحاتي درباره سه جشنواره ارائه شده و دبيران هر يك از جشنوارهها به پرسشهاي خبرنگاران پاسخ گويند
--------------------------------------------------------------------------
مراسم اختتاميه دومين جشنواره تئاتر معلولان”مهرآيين” با حضور هنرمندان و مسئولان اين جشنواره در تالار وحدت برگزار شد.
.jpg)
به گزارش سايت ايران تئاتر، اختتاميه دومين جشنواره”مهرآيين” با حضور داوران متشكل از عزتالله انتظامي، دكتر قطبالدين صادقي، اردشير صالحپور، ابوالقاسم نجفي، دكتر راهچمني و جمعي از مسئولان سازمان بهزيستي برگزار شد.
در ابتدا سرود ملي كشورمان به همراه يك گروه نمايشي با لباس اقوام مختلف ايراني اجرا و پس از آن قرآن كريم توسط يكي از هنرمندان نابينا تلاوت شد. در اين مراسم احمد نجفي، بازيگر تلويزيون و سينما به عنوان مجري حضور داشت كه پس از تلاوت قرآن كريم، ضمن ابراز خوشحالي از حضور هنرمندان معلول، مراتب قدرداني و تشكر از دكتر احمد مسجدجامعي، دكتر راهچمني رياست سازمان بهزيستي، ابوالقاسم نجفي و هيئت داوران را به جاي آورد و ابوالقاسم نجفي رئيس ستاد برگزاري جشنواره مهرآيين را براي ارائه گزارش كار روي صحنه دعوت كرد.
رئيس ستاد برگزاري جشنواره مهرآيين پس از تشكر از دست اندركاران برگزاري اين جشنواره توضيح مختصري درباره چگونگي شكل گيري اين جشنواره ارائه داد و برگزاري اين جشنواره را موفقيتي بزرگ دانست و اظهار كرد:« به وجود آمدن جشنواره مهرآيين باعث به وجود آمدن گروههاي نمايشي خودجوش معلولان بود كه به اميدواري بيشتر آنها براي زندگي منجر شد و با توجه به اين كه قانون حقوق معلولان در مجلس شوراي اسلامي تصويب شده است بايد اين جشنواره با جهتگيري و تقويت بيشتري برگزار شود.
سپس احمد نجفي، مجربي برنامه، ضمن تشكر و قدرداني از ميهمانان كشورهاي ارمنستان”رابرت زاتوريان” و عراق”نوري سليم” گفت:«هدف از برگزاري اين جشنواره افزايش روحيه هنرمندان معلول و زحمت كشاني است كه در تلاش هستند تا همواره با غرور زندگي كنند.»
پس از صحبتهاي احمد نجفي، نمايش”سه قطره” به كارگرداني آرام قاسمي اجرا شد و احمد نجفي،دكتر حيدرنژاد، معاون امور توانبخشي بهزيستي را روي صحنه دعوت كرد.
دكتر حيدرنژاد پس از خير مقدم به حاضران گفت:«بحث تئاتر توانبخشي در ساير كشورهاي دنيا جايگاه خاصي يافته و سعي شده كه از آن به صورت هنر درماني استفاده شود. چه بسا كه در جشنواره مهرآيين شاهد بوديم كه هنر اين عزيزان تا چه اندازه خوب ارائه شد تا جايي كه من بارها شاهد بودم كه اشك از چشمان استاد انتظامي جاري شد و آنان را مورد تشويق قرار داد.»
معاون امور توانبخشي بهزيستي در ادامه افزود:«من از تمام كاركنان بهزيستي و هيئت داوران اين جشنواره و آقاي احمد نجفي كمال تشكر را دارم و معتقدم كه هنرمندان معلول شركت كننده در اين جشنواره به ما ثابت كردند كه از نظر هنري نيز به جايگاه بالايي دست يافتهاند، بنابراين ضمن تشكر و قدرداني از آنان بايد به خاطر وجود كمبودها و كاستيها، از آنان عذرخواهي كنيم.»
دكتر حيدرنژاد تصريح كرد:«ما در نظر داريم كه طي سالهاي آتي نيز اين جشنواره به صورت مستمر ادامه پيدا كند و براي جهاني شدن اين جشنواره به ميزباني ايران اقدامهاي لازم صورت گيرد.»
سپس گروه نمايش بندري، 4 قطعه موسيقي اجرا كرد كه با استقبال حاضران مواجه شد. پس از اجراي قطعه موسيقي بندري و قرائت بيانيه توسط دكتر قطبالدين صادقي، احمد نجفي از عزتالله انتظامي، قطبالدين صادقي، دكتر حيدرنژاد، دكتر راهچمني، دكتر خباز، دكتر كمالالدين شفيعي و اردشير صالحپور براي اعطاي جوايز به هنرمندان جشنواره مهرآيين دعوت به عمل آورد.
اردشير صالحپور پس از قرائت آراء هيئت داوران گفت:«هيئت داوران، ضمن قدرداني از حضور تمام هنرمندان شركت كننده در جشنواره مهرآيين از مورد ارزيابي قرار دادن بازيگران سالم خودداري كرده است و به منظور ارج نهادن به هنرمندان ميهمان، ابتدا به آنان جوايز اعطاء ميشود. بنابراين به گروه نمايشي از كشور ارمنستان و سليمانيه عراق تنديس جشنواره اهدا شد.
در بخش معلولان جسمي رتبه اول كارگرداني به ساسان هزارخاني براي نمايش”گئورنيكا”، رتبه دوم به طور مشترك به كاظم صفاري براي نمايش”نقاش متفكر” از بوشهر و رحيم عبدالرحيمزاده براي نمايش ”آرامسايشگاه” از بوكان، رتبه سوم به طور مشترك به محمدامير پورعباسي از شيراز براي نمايش ”سينوزيت” و هاتف دوستدار براي نمايش”دريا” از تهران.
در بخش جسمي رتبه اول كارگرداني به مهرداد نظامآبادي از تهران براي نمايش”جنگ كور” اعطا شد، رتبه دوم به يوسف رنجبر از هرمزگان براي نمايش”درون پيراهن يحيي” و رتبه سوم به طور مشترك به عليرضا فرشادپور از بوشهر براي نمايش”نان، عشق، موتور 2000” و نازنين قراگوزلو از تهران براي نمايش”جوجه كلاغ جارچي”.
در بخش جسمي حركتي رتبه اول بازيگري زن به سميه باقرپور براي نمايش”بلبل سرگشته”، رتبه دوم بازيگري زن به طور مشترك به بصيرت صادقي براي نمايش”بانوي سمنگان” از ياسوج و ناديا چمني براي نمايش”گئورنيكا” از كرمانشاه و رتبه سوم به طور مشترك به مژگان عليزاده براي نمايش”ديگر مرا صدا نزن” از رشت و فاطمه ملكزاده براي نمايش”بلبل سرگشته” از تهران.
در بخش ذهني رتبه اول بازيگري زن به شنو قادري براي نمايش”گئورنيكا” از كرمانشاه و رتبه دوم بازيگري زن به سولماز نورمحمد براي نمايش”مترسك” از گرگان، رتبه سوم بازيگري زن به هانيه شهرياري براي نمايش عروسكي” زير برف” از تهران.
در بخش ذهني رتبه اول بازيگري مرد به مرتضي محبوبي براي نمايش”گئورنيكا” از كرمانشاه، رتبه دوم بازيگري مرد به مسعود صارمي براي نمايش”باغ آرزوها” از رامسر و رتبه سوم بازيگري مرد به طور مشترك به بازيگر نمايش”سينوزيت” و محسن رياحي براي نمايش”كشتن گربه بابا فونتن” از شهركرد.
در بخش جسمي رتبه اول بازيگري به شاهرخ رفوگران براي نمايش”فاصله” از مشهد، رتبه دوم به طور مشترك به محسن صادقي براي نمايش”بچه تابستان” از شهركرد و نعمت باباعلي براي نمايش”هم حق دارند، حق من چيه”از نهاوند، رتبه سوم به محسن پريشي براي نمايش”نان، عشق، موتور2000” از بوشهر و احمد رنجبر و يوسف رنجبر براي نمايش”پيراهن يحيي” از هرمزگان.
در بخش جسمي حركتي رتبه اول طراحي صحنه به سعيد جلاليان براي نمايش”گئورنيكا” از كرمانشاه، رتبه دوم طراحي صحنه و لباس به رحيم عبدالرحيمزاده براي نمايش”آرامسايشگاه” از بوكان، رتبه سوم به ليلي حفيظيراد براي نمايش”نخواندهاي مرا” از اصفهان.
در بخش ذهني جايزه مشترك طراحي صحنه و لباس به نمايش عروسكي”زير برف” از تهران به نسيم پاشايي و سيدصالح زينيپور براي نمايش”بانوي سمنگان” از ياسوج.
در بخش جسمي جوايز مشترك به طور جداگانه به هاتف دوستدار غزال زرگرايني بري طراحي صحنه و لباس نمايش”دريا” از تهران و كاظم صفاري و فرهاد فياضبخشي براي نمايش”نقاش متفكر”از بوشهر.
هيئت داوران در اين بخش از علياكبر محزوني براي نمايش”بقچه بازي” از شهر گنبدكاووس در بخش موسيقي، رتبه اول به شاهين حديدي براي نمايش”گئورنيكا” از كرمانشاه، رتبه دوم به هوشنگ هدايتي براي نمايش”جوجه كلاغ جارچي” از تهران، رتبه سوم به هوشنگ عظيمي براي نمايش”مترسك” از گرگان تقدير كردند.
گفتني است هيئت داوران نمايشنامهاي كه بتواند مسائل مربوط به معلوليت را در ابعاد كامل مطرح كند نيافته بود و به همين دليل جايزهاي براي اين بخش در نظر نگرفت.
در بخش نمايش برگزيده، هيئت داوران نمايش”گئورنيكا” از كرمانشاه را نمايش برگزيده اين جشنواره دانست و جايزه ويژه خود را به گروه بازيگران نمايش”جنگ كور” از تهران اهداء كرد.
------------------------------------------------------------------------
اكبر رادي پس از حضور در تمرينات نمايش”ملودي شهر باراني”:
قضاوت در موقعيت فعلي كار دشواري است

با توجه به اين كه نمايش”ملودي شهر باراني” در حال تمرين و در مرحله روخواني است نميتوان به طور قطعي و صد در صد در مورد آن اظهار نظر كرد.
اكبر رادي در گفتوگو با سايت ايران تئاتر، گفت:« طي بازديدي كه از تمرين اين نمايش داشتم، به دليل اين كه هيچ گونه ميزانسن و حركت صحنهاي رخ نداده بود فقط به صورت محدود روي ايرادهايي كه بر اداي صحيح كلمات و فاصلههاي كلامي و تاكيدها وجود داشت متمركز شده و آنها را برطرف كرديم.»
نويسنده نمايشنامه”ملودي شهر باراني” در ادامه افزود:«اين درست است كه در حالت نشسته نيز از حالت گرفتن نقش توسط بازيگر ميتوان به ميزان قدرت بازيگر و درصد نزديك شدن او به نقش پي برد اما به طور كلي نميتوان روي آن حساب كرد چرا كه بسياري از موقيعتها و در نقش فرو رفتنها در مرحله ميزانسن براي بازيگر به وجود ميآيد. بنابراين در حال حاضر قضاوت و اظهار نظر كار دشواري است.»
رادي تصريح كرد:«همواره در تئاتر نزديكي نقش و بازيگر و انتخاب نقش امري مهم است، اما در برخي مواقع، به دليل در دسترس نبودن بازيگر مورد نظر شرايط اجباري براي كارگردانان پيش ميآيد. به هر حال با توجه به اين كه از دور و نزديك شاهد فعاليت هادي مرزبان در اين نمايش هستم، ميبينيم كه او تمام سعي و تلاش خود را براي يافتن بازيگران مناسب به كار گرفته است.»
لطفا نظر فراموش نشه!
2
نوشته شده در
22 Jul 2005ساعت 21:32  توسط سحر
|
با سلام به شما دوستان عزیز که از طرفداران تئاتر ایران هستید.
به وبلاگ iranain-theater خوش آمدید.
2
نوشته شده در
22 Jul 2005ساعت 18:46  توسط سحر
|